۞ وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٌ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ وَإِلَى ٱللَّهِ عَـٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ
22
۞ وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٌ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ وَإِلَى ٱللَّهِ عَـٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ
22
در آیه قبل خواندیم كه گروهى از مردم به نیاكان منحرف خود دلبسته وبه آنان رومىكنند؛ در این آیه مىخوانیم: نیكان و پاكان، به خداى متعال دل مىبندند و به سوى او رو مىكنند.
در آیه قبل، دعوت شیطان از مردم و كشاندن آنان به سوى دوزخ مطرح شد؛ این آیه راه نجات از وسوسههاى شیطان را تسلیم خدا شدن و انجام كار نیك مىداند.
تسلیم غیر خدا بودن، بردگى و اسارت است، ولى تسلیم خدا بودن، آزادى و رشد است. چنانكه قرآن مىفرماید: «فمَن اَسلم فاولئك تَحَرَّوا رَشَداً»315 راستى اگر تمام هستى تسلیم خدایند، چرا ما نباید تسلیم او باشیم؟! قرآن مىفرماید: «أ فغیر دین اللّه یبغون و له اسلم مَن فى السّموات و الارض»316 آیا به سراغ غیر خدا مىروید در حالى كه هر كس در آسمانها و زمین است، تسلیم اوست.
خداوند، فرمانِ تسلیمِ بشر را صادر فرموده است، «فله اَسلِموا»317 پیامبر نیز باید تسلیم خدا باشد، «اُمرت أن أكون أوّل من أسلم»318 در این آیه نیز مىفرماید: «و مَن یُسلم وجهه الى اللّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى» هر نیكوكارى كه خالصانه جهتگیرى الهى داشته باشد، به ریسمان محكمى چنگ زده است. در آیهاى دیگر مىخوانیم: «مَن اَسلم وجهه للّه و هو محسن فله أجره عند ربّه»319 نیكوكارى كه خالصانه، تسلیم خدا باشد، پاداشى تضمین شده دارد. یا مىخوانیم: «و مَن أحسن دیناً ممّن اَسلم وجهه للّه»320 چه كسى بهتر است از آنكه خود را تسلیم خدا كرده است.
انسان براى نجات و پیروزى خود، تكیهگاههاى متعدّدى انتخاب مىكند و به ریسمانهاى گوناگونى چنگ مىزند، مانند: قدرت، ثروت، مقام، فامیل، دوست، نَسَب و... ولى همهى این طنابها روزى پاره مىشوند و این تكیهگاهها كارایى خود را از دست مىدهند. تنها چیزى كه پایدار، ماندگار و عامل نجات است، چنگزدن به ریسمان محكم الهى و تسلیم بودن در برابر او و انجام اعمال صالح است.
در روایات مىخوانیم: رهبران معصوم و اهلبیت پیامبرعلیهم السلام و علاقه و مودّت آنان، ریسمان محكم الهى و عروةالوثقى مىباشند. «نحن العروة الوثقى»321، «العروة الوثقى المودّة لآل محمّد»322
321) بحار، ج 26، ص260.
322) بحار، ج 24، ص 85.
تسلیم خدا بودن، باید با عمل همراه باشد. «یسلم... و هو محسن»
نیكوكار بودن، به تنهایى كافى نیست، اخلاص در عمل هم لازم است. «یسلم وجهه... و هو محسن»
معنویات را با تمثیل و تشبیه به محسوسات و مادیّات بیان كنیم. (عملِ خالصانه، به ریسمانى محكم تشبیه شده است). «عروة الوثقى»
با توجّه به معاد و تفّكر دربارهى آینده، راه خود را انتخاب كنیم. «و الى اللّه عاقبة الامور»
آفرینش، همه به یك سوى و یك هدف روانه است. «و الى اللّه عاقبة الامور»