وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥٓ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
47
وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥٓ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَـٰلٍ مُّبِينٍ
47
1. گاهى مىگویند: مقصّر خداست، اگر او نمىخواست ما مشرك نبودیم: «لو شاء اللّه ما اشركنا»608، «لو شاء الرّحمن ما عبدناهم»609
2. گاهى مىگویند: مقصّر جامعه است، اگر این بزرگان نبودند، ما مؤمن بودیم. «لولا انتم لكنّا مؤمنین»610
3. گاهى مىگویند: مقصّر نیاكان ما هستند. «انّا وجدنا آبائنا»611
در این آیه نیز مىگویند: اگر لازم بود خدا خودش به فقرا روزى مىداد. غافل از آن كه خداوند مسئولیّت سیر كردن فقرا را به دوش اغنیا گذاشته است.
سؤال: چرا خداوند خود فقرا را رزق نمىدهد و به مردم دستور انفاق مىدهد؟!
پاسخ: رشد انسان، در سایهى گذشت و ایثار و سخاوت و نوعدوستى و دلسوزى و صرفهجویى و الفت و تعاون و محبّت و تفقّد است. اگر همهى مردم از امكانات یكسان برخوردار باشند، نه زمینهاى براى بروز این كمالات باقى مىماند و نه بسترى براى صبر و زهد و قناعت محرومان.
كفر، سبب خود دارى از انفاق است. «قال الّذین كفروا... انطعم»
كافر، رازق بودن خدا را مسخره مىكند. «لو یشاء اللّه اطعمه»
انفاق، نشانه ایمان است. (زیرا ترك انفاق از ویژگىهاى كفّار شمرده شده است). «قال الّذین كفروا... انطعم...»
كار انسان به جائى مىرسد كه كفر و بخل را راه درست و ایمان و انفاق را انحراف مىشمرد. «اِن انتم الا فى ضلال مبین»