ذَٰلِكُم بِمَا كُنتُمۡ تَفۡرَحُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَمۡرَحُونَ
75
ذَٰلِكُم بِمَا كُنتُمۡ تَفۡرَحُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَمۡرَحُونَ
75
ٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ خَـٰلِدِينَ فِيهَا فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ
76
«مثوى» به معناى اقامت همراه با استمرار است، یعنى جایگاه همیشگى و ابدى.
اسلام و تفریح
اسلام دین فطرت است و با تفریح و شادى كردن كه خواستهى غریزى انسان است، مخالفتى ندارد، آن چه مورد انتقاد است تفریحات و شادىهاى نابجاست كه قرآن مواردى از آن را بیان مىفرماید:
شادى عدّهاى كه به خاطر اینكه به جبهه نمىرفتند شاد بودند. «فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول اللّه»160
شادى به خاطر كامیابىهاى دنیوى و همراه با غفلت از آخرت. «فرحوا بالحیاة الدنیا»161
شادى به خاطر كسب ثروت. به قارون گفته شد: «لا تفرح»
شادى به خاطر سختىهایى كه به مؤمنان مىرسد. «اِن تصبكم سیئة فرحوا بها»162
شادى به خاطر داشتن علم. «فرحوا بما عندهم من العلم»163
اما اگر شادى بر اساس حقّ و لطف الهى و خدمت به مردم و رسیدن به كمالات باشد، نه تنها بد كه یك ارزش است. «قل بفضل اللّه و برحمته فبذلك فلیفرحوا»164
سرمستى و تفریح نابجا، سبب قهر الهى است. «كنتم تفرحون»
تفریح باید بر اساس حقّ و به مقدار غافل نشدن و در مدار توحید باشد. «تفرحون... بغیر الحقّ»
شادكامىهاى نابجاى امروز كه بر اساس تجاوز و تصاحب و قتل و غارت و به مسخره گرفتن ارزشها و مقدّسات است، روزگارى به غل و زنجیر و رفتن به دوزخ همراه با تحقیر و ذلّت تبدیل خواهد شد. «ذلكم بما كنتم تفرحون... بغیر الحقّ»
شادى اگر بر حقّ باشد، پسندیده است ولى اگر بر اساس باطل باشد مورد انتقاد است. «تفرحون... بغیر الحقّ»
درهاى دوزخ متعدّد است. «ادخلوا ابواب»