إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواْ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡـًٔاۚ وَإِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٍ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ
19
إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواْ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡـًٔاۚ وَإِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٍ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ
19
هَـٰذَا بَصَـٰٓئِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحۡمَةٌ لِّقَوۡمٍ يُوقِنُونَ
20
شاید معناى آیه با توجّه به آیهى قبل چنین باشد: اى پیامبر! پیرو شریعتى باش كه از طرف خداست و از هوسهاى جاهلان پیروى نكن. زیرا در برابر شریعت و قانون و وحى الهى، جاهلان طرح و برنامهاى كه بتواند تو را از قانون و راه خدا بىنیاز كند ندارند.
سنخیّت افراد نسبت به یكدیگر، وسیلهى جذب آنان به یكدیگر است. «الظالمین بعضهم اولیاء بعض»
پیروى از هوسهاى جاهلان به منزلهى پذیرش ولایت آنان و در مدار ظالمان قرار گرفتن است. «لا تتّبع اهواء... و انّ الظالمین بعضهم اولیاء بعض»
از هوسهاى مردم دورى كن و نگران تنهایى نباش. «واللّه ولىّ المتّقین»
تقوا سبب دریافت امدادها و حمایتهاى الهى است. «واللّه ولىّ المتّقین»
از نشانههاى تقوا دورى از هوسهاى مردم است. «واللّه ولىّ المتّقین»
اهل تقوا، از ظلم و ظلمپذیرى دورند. «و انّ الظالمین بعضهم اولیاء بعض و اللّه ولىّ المتّقین»
دیندارى باید بر اساس بصیرت باشد. «هذا بصائر»
قرآن در تمام زمینههاى فكرى، اخلاقى، سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، خانوادگى و... وسیله بصیرت است. («بصائر» به صورت جمع آمده است)
بسیارى از مطالب را فقط از راه وحى مىتوان شناخت و عقل و تجربه به آن راه ندارد. «هذا بصائر»
بصیرت آفرینى قرآن براى همهى مردم است. «بصائر للناس» گرچه بهرهگیرى از آن بصیرت فقط براى اهل یقین است. «هدى و رحمة لقوم یوقنون»
قرآن یك كتاب جامع است. (هم راه حقّ را نشان مىدهد، «بصائر» هم انسان را به سوى آن مىبرد، «هُدىً» و هم انسان را با آن كامیاب مىكند. «رحمة»)