۞ وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٍ
21
۞ وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٍ
21
تعبیر به برادر كه در مورد پیامبرانى همچون صالح و شعیب و هود آمده است.71 حضرت هود «اخا عاد»، یا به خاطر وابستگى فامیلى این پیامبران با قوم خود بوده و یا به خاطر انگیزه و سوز برادرانه پیامبران براى هدایت مردم است.
در تفسیر نورالثقلین مىخوانیم: در زمان معتصم عباسى، براى دسترسى به آب، چاهى را در منطقه بطائنیه عراق حفر كردند. با آنكه چاه عمیقى كندند امّا به آب نرسید و آن را رها كردند. در زمان متوكل باز به حفر چاه پرداختند تا به تخته سنگى سخت رسیدند. هنگامى كه آن را شكستند، ناگهان باد سردى وزید و عدهاى را هلاك كرد. این حادثه عجیب را از امام هادىعلیه السلام سؤال كردند، آن حضرت فرمود: آنجا سرزمین احقاف و قوم مشرك هود بوده كه با وزیدن باد سردى به هلاكت رسیدند.
انبیا با مردم برخورد برادرانه داشتند. «اخا عاد»
در بیان تاریخ، مقدّمات بیهوده را حذف و راز و رمز حركتها و رشدها و سقوطها را مطرح كنیم. «و اذكر... اذ انذر...»
شیوه انبیا در برابر منحرفان، هشدار است. «اذ انذر»
اولین مخاطب انبیا، اطرافیان و قوم خودشان بودند. «قومه»
شرایط سخت جغرافیایى و محیطى، مانع كار انبیا نبوده است. «بالاحقاف»
از سنّتهاى خداوند، فرستادن پیامبران متعدّد بوده است. «خلت النذر من بین یدیه و من خلفه»
سرلوحهى كار انبیا، دعوت به یكتاپرستى است. «الاّ تعبدوا الاّ اللّه»
بهترین راه دعوت، تذكر به پیامد اعمال و آیندهنگرى است. «انى اخاف علیكم عذاب یوم عظیم»