يَـٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَـٰنٍ
33
يَـٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَـٰنٍ
33
فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
34
«سلطان» هم به قدرت قهریّه و مادّى گفته مىشود كه سبب سلطه بر دیگران است و هم به قدرت علمى و دلیل و برهان و استدلال محكم كه سبب تسلّط فكرى و علمى مىشود. «و لقد أرسلنا موسى بآیاتنا و سلطان مبین»92، «یجادلون فى آیات اللّه بغیر سلطان»93
آیه 33، مىتواند مربوط به دنیا و مباحث فضانوردى و گذر از جوّ زمین و نفوذ در آسمانها باشد و یا به قرینه آیات قبل و بعد، مربوط به قیامت و عدم امكان فرار از دادگاه الهى باشد.
عمق زمین و اوج فضا و كرات آسمانى، براى انسان و جنّ قابل تسخیر است. تعبیر «ان استطعتم» به جاى «لو استطعتم»، نشانه امكان و جمله «الاّ بسلطان» رمز آن است كه مىتوان در آسمانها و زمین نفوذ پیدا كرد. به ویژه آنكه در قرآن معمولاً كلمه سلطان براى سلطه علمى به كار رفته است.
توجّه به قدرت الهى و عجز انسان، بازدارنده از انحراف است. «لاتنفذون...»
موجودات لطیف همچون جنّ نیز توان فرار از دادگاه الهى را ندارند. «یا معشر الجنّ... لاتنفذون»
رهایى از كیفر در قیامت، جز با داشتن دلیل وحجّت عقلى یا شرعى براى هیچ یك از جنّ و انس میسّر نیست. «یا معشر الجنّ و الانس... لاتنفذون الاّ بسلطان»