فَإِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَـٰذِهِۦ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَلَآ إِنَّمَا طَـٰٓئِرُهُمۡ عِندَ ٱللَّهِ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ
131
فَإِذَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَـٰذِهِۦ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَلَآ إِنَّمَا طَـٰٓئِرُهُمۡ عِندَ ٱللَّهِ وَلَـٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ
131
در آیات دیگر قرآن نیز فال بد در مورد پیامبران حتّى رسولخدا صلى الله علیه وآله مطرح شده است. 233
فال بد، در پیدایش حوادث و پیش آمدها، هیچ اثر طبیعى و منطقى ندارد، امّا آثار روانى بسیارى دارد. در روایات مىخوانیم: فال بد، نوعى شرك به خداست و هرگاه فال بد زدید، به كار خود ادامه دهید و به آن اعتنا نكنید. امام صادق علیه السلام فرمودند: فال بد، اثرش به همان اندازه است كه آن را مىپذیرى؛ اگر آن را سبك بگیرى، كم اثر خواهد بود و اگر آن را محكم بگیرى، پر اثر و اگر به آن اعتنا نكنى، هیچ اثرى نخواهد داشت. 234
فال بد، در میان تمام اقوام و ملل گذشته و حال وجود داشته و دارد و موجب بدبینى و ركود كارها مىشود، لذا از آن نهى شده است، امّا فالِ نیك چون سبب حركت و عشق و امید است، اشكالى ندارد. 235
233) نساء، 78، نحل، 47 و یس، 18
234) تفاسیر نمونه و المیزان
235) تفسیر نمونه
رفاه و كامیابى براى فرعونیان امرى شناخته شده و عادّى بود، امّا تلخىها براى آنان ناشناخته و ناباور بود. (كلمهى «الحسنة» همراه الف و لام و حرف «اذا» نشانهى شناخته شدن و كلمهى «سیّئة» بدون الف و لام در كنار «اِن»، نشانهى ناشناخته و ناباور بودن است.)
اكثر فرعونیان به جاى آنكه از قحطى و هشدارهاى الهى بیدار شوند، به تحلیل غلط پرداختند و آن را به موسى نسبت دادند. «یطّیّروا بموسى»
نسبت دادن خوبىها به خود و بدى و بدبختىها به انبیا و دین، نشانهى خودبینى و جهالت است. «فاذا جائتهم الحسنة قالوا لنا هذه و ان تصبهم سیئة یطیّروا بموسى... اكثرهم لایعلمون»
ریشهى خرافات و فال بد، جهل است. «یطیّروا... لكن اكثرهم لا یعلمون»