۞ وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيۡتَهُمۡ حَسِبۡتَهُمۡ لُؤۡلُؤًا مَّنثُورًا
19
۞ وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيۡتَهُمۡ حَسِبۡتَهُمۡ لُؤۡلُؤًا مَّنثُورًا
19
وَإِذَا رَأَيۡتَ ثَمَّ رَأَيۡتَ نَعِيمًا وَمُلۡكًا كَبِيرًا
20
عَـٰلِيَهُمۡ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضۡرٌ وَإِسۡتَبۡرَقٌ وَحُلُّوٓاْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ شَرَابًا طَهُورًا
21
إِنَّ هَـٰذَا كَانَ لَكُمۡ جَزَآءً وَكَانَ سَعۡيُكُم مَّشۡكُورًا
22
امام صادقعلیه السلام از رسول خداصلى الله علیه وآله نقل مىكنند: هنگامى كه بهشتیان وارد بهشت مىشوند، با درختى روبرو مىشوند كه سایهاى گسترده دارد و از پاى آن دو چشمه جارى است، آنان در چشمهاى خود را مىشویند و از چشمه دیگر مىنوشند و پس از آن هیچ بیمارى و نارحتى در بدن آنها رخ نمىدهد و این است معناى «سقاهم ربّهم شراباً طهوراً».216
نعمتهاى بهشتى
میان نعمتهاى بهشتى با نعمتهاى دنیا تفاوتهاى بسیارى وجود دارد، كه در اینجا به گوشهاى از آنان اشاره مىكنیم:
بسیار زیادند: «فاكهة كثیرة»217
موسمى و فصلى نیستند: «لا مقطوعة»218
در بهرهگیرى از آنها هیچ منعى وجود ندارد. «و لا ممنوعة»219
بهشتیان در استفاده از آنها حس انتخاب دارند. «مما یتخیرون»220
براى هر نوع اشتهایى، نعمتى موجود است: «ممّا یشتهون»221
استفاده از آنها آفات و عوارضى به دنبال ندارد: «لا یُصدّعون»222
بهرهگیرى از آنها بدون زحمت است. «و ذلّلت قطوفها تذلیلاً»223
هرچه بخواهید، خادمان برایتان فراهم مىكنند: «و یطوف علیهم»
خادمان بهشتى هم زیبا هستند: «لؤلؤاً منثوراً»، هم پیر نمىشوند: «مخلّدون»
كامیابى در كمال آرامش است: «على الارائك متّكئون»224
در بهشت حسادت و رقابت در آنجا راهى ندارد. «نزعنا ما فى صدورهم من غلّ»225
نعمتها با رضا و سلام پروردگار همراه است: «و رضوانٌ من اللّه اكبر»226، «سلام قولاً من ربّ رحیم»227
ذریّه مؤمن به آنها مىپیوندند و كامیاب مىشوند: «الحقنا بهم ذریتهم»228
با اولیاى الهى همسایه مىشوند: «و هم جیرانى»229
نعمتهاى بهشتى متنوعاند: «وانهار من لبن... و انهار من عسل...»230
216) بحار، ج 8، ص 212.
229) دعاى ندبه.
نیازى به درخواست و تقاضا ندارد، زیرا پذیرایى كنندگان همواره به دور بهشتیان مىگردند. «یطوف»
مسئولین پذیرایى از هر سو بر بهشتیان اشراف دارند. «یطوف علیهم»
پذیرایى كنندگان نوجوانند. «ولدان مخلدون»231
قیافه آنان مانند لؤلؤ درخشنده است. «حسبتهم لؤلؤا»
حكومت بهشتیان گسترده است. «ملكاً كبیراً»
رنگ لباس پذیرایى كنندگان سبز «خضر» و جنس لباس آنان از ابریشم نازك «سندس» و ضخیم «استبرق» است.
ساقى ابرار، پروردگار متعال «سقاهم ربّهم» و نوع شراب آنها، طهور است. «شراباً طهوراً» (امام صادقعلیه السلام فرمود: این شراب، قلب بهشتیان را از غیر خدا پاك مىكند.232)
با آنكه بهشت، فضل و لطف الهى است، امّا خداوند آن را مزد و اجر ابرار مىشمرد تا بهشتیان به كار خود ببالند. «ان هذا كان لك جزاءً»
پاداشهاى الهى بر اساس نیّت و كیفیّت انجام كار است، نه بر اساس كمیّت كار و مقدار و مبلغ احسان. (چند قطعه نان جو و این همه پاداش، فقط به خاطر داشتن اخلاص و ایثار است.) «انّ هذا كان لكم جزاءاً و كان سعیكم مشكورا»
كسى كه از مردم، نه پاداش طلب كند و نه تشكّر بخواهد، «لا نرید منكم جزاءً ولا شكوراً»، خداوند به او هم پاداش مىدهد و هم تشكّر مىكند. «كان لكم جزاءً و كان سعیكم مشكوراً»
تشكّر و قدردانى از تلاش دیگران، یك صفت الهى است. «سعیكم مشكوراً»
نطفه بىمقدار «نطفة امشاج» بر اثر ایمان و عمل و اخلاص و ایثار به جایى مىرسد كه آفریدگار هستى از او تشكّر مىكند. «و كان سعیكم مشكوراً»
232) تفسیر مجمع البیان.