قُتِلَ ٱلۡإِنسَـٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ
17
قُتِلَ ٱلۡإِنسَـٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ
17
مِنۡ أَيِّ شَيۡءٍ خَلَقَهُۥ
18
مِن نُّطۡفَةٍ خَلَقَهُۥ فَقَدَّرَهُۥ
19
ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ
20
ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ
21
ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ
22
كَلَّا لَمَّا يَقۡضِ مَآ أَمَرَهُۥ
23
در شیوه تبلیغ گاهى باید براى گروهى تند سخن گفت. «قتل الانسان»
به آفرینش خود از نطفه ناچیز بنگرید تا از كفر و غرور دست بردارید. «من نطفة خلقه»
آفرینش انسان تصادفى نیست، بلكه از روى حساب و كتاب و تقدیر و اندازهگیرى است. «فقدّره»
آفریدن، دلیل قدرت و اندازهگیرى، دلیل حكمت است. «خلقه فقدّره»
با آسان بودن راه شناخت حق و پیمودن آن، چرا گروهى بىراهه مىروند؟ «قتل الانسان ما اكفره... ثم السّبیل یَسّره»
خداوند با آسان كردن راه تكامل، اتمام حجت كرده است. «ثم السبیل یَسّره»
انسان داراى استعدادهاى زیادى است كه با پیمودن راه حق به تكامل مىرسد. «ثم السّبیل یَسّره»
انسان كه مرگ و قبر را مىبیند، چرا سرسختى مىكند؟ «قتل الانسان ما اكفره... ثم اماته فَاقبره»
تمام كارها در حقیقت منسوب به اوست. «اماته فاقبره»
معاد، جسمانى است. «اقبره... انشره» یعنى همان را كه در قبر برد، بیرون آورد.
با اینكه راه باز و حركت آسان است، امّا گروهى واماندهاند. «ثم السّبیل یسّره... لمّا یقض ما امره»
توحید و نبوت و معاد در كنار یكدیگر مطرحند. «خلقه - السّبیل یسّره - انشره»
زمان وقوع قیامت تنها در اختیار خداست. «اذا شاء انشره»
انسان از ابتدا تا انتها تحت تدبیر و در دست اوست. «خلقه - اماته - انشره»