إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ
1
إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ
1
وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجًا
2
فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا
3
در حدیث مىخوانیم: هنگامى كه حضرت مهدىعلیه السلام ظهور كنند، مردم دنیا فوج فوج به او ایمان مىآورند.229
قرآن به تسبیح خداوند، بیش از تكبیر و تحمید سفارش كرده است. واژه تسبیح در قرآن بیش از واژههاى تكبیر و تحمید آمده است.
در حدیث مىخوانیم: هنگام فتح مكه، پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله ابتدا وارد مسجد الحرام شد و نماز گزارد.230
نصرت خداوند، منوط به یارى مردم از دین اوست. «ان تنصروا اللّه ینصركم»231
كلمه «توّاب» یازده بار در قرآن آمده است كه نه بار همراه با واژه رحمت «توّاباً رحیماً»، یكبار همراه با حكمت232 و یك بار به طور مطلق در این سوره آمده است.
پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله بعد از فتح مكه، عفو عمومى اعلام كردند و همه را بخشیدند و مكه بدون خونریزى فتح شد. حتى هنگامى كه حضرت دید سعد بن عبادة شعار انتقام مىدهد و مىگوید «الیوم یوم الملحمة» یعنى امروز تلافى مىكنیم، حضرت پرچم را از او گرفت و به دست حضرت علىعلیه السلام داد و فرمود: شعار را عوض كنید و بگویید: «الیوم یوم المرحمة» امروز روز رحمت است نه انتقام.
فتح و نصرت واقعى از جانب خداست، پس به ابزار و تجهیزات و نیروى انسانى تكیه نكنید كه ممكن است همه امكانات باشد ولى باز هم شكست بخورید. «و ما النّصر الاّ من عند اللّه»233
در فتح مكه، امید بتپرستان به یأس و مركز شرك به پایگاه توحید تبدیل شد. موانعى كه بر سر راه مؤمنان بود، برچیده شد، اسلام تثبیت گشت و براى صدور به كشورهاى دیگر آماده شد.
فرمان استغفار یا براى نورانیّت بیشتر قلب است یا براى زدودن غرور پیروزى یا براى گناهان اُمّت و یا به خاطر معرفت بالاى حضرت نسبت به خداوند است.
نگاهى گذرا به فتح مكّه
بعد از صلح حدیبیه، چون مشركان پیمانشكنى كردند، پیامبر نیرویى فراهم و مكه را بدون خونریزى فتح كرد و شرح ماجرا چنین است: مسلمانان در چند كیلومترى مكه اردو زدند و ابوسفیان كه شبانه براى سركشى از مكه خارج شده بود با عباس عموى پیغمبر ملاقاتى داشت. عباس گفت: پیامبر با ده هزار سرباز به سراغ شما آمده است. ابوسفیان ترسید و به عباس پناهنده شد و پیامبر امان دادن عباس را پذیرفت. پیامبر فرمود: هر كس به مسجد الحرام پناه ببرد یا به خانه ابوسفیان برود یا در خانه خود بماند، در امان است.
پیامبر به عباس فرمود: ابوسفیان را در تنگهاى كه گذرگاه مكه هست ببر تا لشگریان الهى كه از آنجا مىگذرند، او ببیند. ابوسفیان با دیدن این مانور وحشت كرد و به عباس گفت: سلطنت فرزند برادرت بسیار عظیم شده است، عباس گفت: سلطنت نیست بلكه نبوت است. سپس عباس به او گفت: به سراغ مردم مكه برو و آنها را از مقابله با لشگر اسلام بازدار.
ابوسفیان وارد مسجدالحرام شد و به مردم گفت: محمّد با جمعیّتى وارد مكه مىشود كه توان مقابله با او را ندارید، پس به مسجد الحرام یا خانه من یا خانه خود پناهنده شوید و اسلام بیاورید تا سالم بمانید.
به هر حال پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله وارد مكه شد و به یاد روزى كه از مكه مخفیانه خارج شد و به شكرانه اینپیروزى سجده كرد. سپس پیامبر با تلاوت سوره فتح وارد مسجد الحرام شد و مسلمانان همراه آن حضرت تكبیر مىگفتند. حضرت نزدیك كعبه آمد و بتها را مىشكست و مىفرمود: «جاء الحق و زهق الباطل انّ الباطل كان زهوقا»234 از آنجا كه دست حضرت به بتهاى بزرگ بالاى كعبه نمىرسید، به حضرت علىعلیه السلام دستور داد تا پا بر دوش پیامبر نهد و بتها را سرنگون كند. سپس حلقه كعبه را گرفت و از مردم مكه پرسید: شما امروز چه انتظارى از من دارید؟ گفتند: بخشش. اشك در چشم حضرت جمع شد و مردم گریه كردند. حضرت سخن یوسف را كه به برادرانش فرمود: «لاتثریب علیكم الیوم»235 امروز هیچ سرزنشى بر شما نیست، به زبان آورد و فرمود: همه آزادید. آنگاه جملات «لااله الاّ اللّه وحده وحده انجز وعده نصر عبده...» را خواند و فرمود: هیچ كس از خونهاى ریخته شده و اموال غارت شده گذشته سخنى نگوید و تمام پروندههاى گذشته مختومه و همه مشمول عفو عمومى شدید، پس وارد زندگى نوین شوید.
229) تفسیر نورالثقلین.
230) تفسیر كنزالدقایق.
نابودى سران كفر و شرك، زمینه براى ورود مردم به توحید و یكتاپرستى است. «اذا جاء نصر اللّه... النّاس یدخلون فى دین اللّه»
مسلمانان وظیفه دارند در حدّ توان و امكان خود تلاش كنند تا زمینه ورود دیگران به اسلام فراهم شود. «اذا جاء نصر اللّه... النّاس یدخلون فى دین اللّه»
اگر موانع برطرف شود، مردم گروه گروه ایمان مىآورند. «یدخلون فى دین اللّه افواجا»
تا قبل از فتح مكه مردم یكى یكى مسلمان مىشدند، ولى بعد از فتح مكه، گروه گروه. «یدخلون فى دین اللّه افواجاً»
فتح و پیروزى شما را مغرور نسازد كه هرچه هست از خداست. «اذا جاء نصر اللّه... فسبّح بحمد ربّك»
تنزیه خداوند از عیب و نقص و ظلم، باید همراه با سپاس از نعمتها و ستایش او باشد. «فسبّح بحمد ربّك»
سپاس و ستایش و تسبیح خداوند، مقدمه استغفار و آمرزشطلبى است. «فسبح بحمد واستغفره»
صالحان كه به قدرت مىرسند به جاى غرور و غفلت، جان و روح خود را با یاد خدا معطر مىكنند. «اذا جاء نصر اللّه... فسبّح بحمد ربّك»
خداوند منزّه است از اینكه یاران دینش را تنها بگذارد. «اذا جاء نصر اللّه... فسبّح»
هر كس، حتى پیامبر، هر قدر هم تسبیح و تحمید كند، در پایان آن استغفار كند. «واستغفره»
توبه پذیرى سنت خداوند است. «انّه كان توّاباً»