وَيُسَبِّحُ ٱلرَّعۡدُ بِحَمۡدِهِۦ وَٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ مِنۡ خِيفَتِهِۦ وَيُرۡسِلُ ٱلصَّوَٰعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَآءُ وَهُمۡ يُجَـٰدِلُونَ فِي ٱللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ ٱلۡمِحَالِ
13
وَيُسَبِّحُ ٱلرَّعۡدُ بِحَمۡدِهِۦ وَٱلۡمَلَـٰٓئِكَةُ مِنۡ خِيفَتِهِۦ وَيُرۡسِلُ ٱلصَّوَٰعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَآءُ وَهُمۡ يُجَـٰدِلُونَ فِي ٱللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ ٱلۡمِحَالِ
13
آوردن الفاظى مثل «سبّح» و «یسبّح» كه صراحت در این معنا دارد.
تكرار این مطلب در سورههاى متعّدد.
آوردن مسئله تسبیح موجودات در ابتداى سوره و بلافاصله بعد از «بسماللَّه».
آوردن كلماتى از قبیل: قنوت وخضوع همه هستى «كلّ له قانتون»23، سجده ستارگان و گیاهان «والنّجم والشّجر یسجدان»24، اطاعت آسمان وزمین «قالتا اتینا طائعین»25، آگاهى موجودات در نماز و تسبیح «كلّ قد علم صلاته و تسبیحه»26
خطاب انسان به اینكه شما تسبیح آنان را درك نمىكنید.«لاتفقهون تسبیحهم»27
«محال» از «حیله» به معناى هر نوع چارهاندیشى پنهانى است و چون چارهاندیشى ملازم علم و قدرت است، لذا مفسران «شدید المحال» را «شدید القوة و العذاب» معنى كردهاند.
در برخى آیات قرآن، تسبیح و حمد الهى در كنار هم قرار گرفتهاند؛ «یسبّح الرعد بحمده»، «ان من شىءٍ الاّ یسبح بحمده»28 چنانكه در ذكر ركوع و سجود نیز چنین مىگوییم؛ «سبحان ربّى العظیم وبحمده» و «سبحان ربّى الاعلى وبحمده»
در روایات متعدّدى از اهل سنّت آمده است كه پیامبراكرمصلى الله علیه وآله به هنگام شنیدن صداى رعد سخن خود را قطع كرده و به دعا مشغول مىشدند و دیگران را نیز به این كار ارشاد مىفرمودند.29
برخى صاعقهها كیفر و عذاب الهى مىباشند كه بر اقوام گنهكار نازل مىشوند، مانند قوم ثمود «...فاخذتهم صاعقة العذاب الهون بما كانوا یكسبون»30
29) تفسیر درالمنثور.
تسبیح فرشتگان بر اساس خداترسى و خشیت است. «من خیفته»
صاعقه و صاعقهگرفتگى یك امر تصادفى نیست، بلكه با خواست خدا و مطابق قوانین الهى است. «یرسل الصّواعق فیصیب بها من یشاء»
براى انسان لجوج، چیز خطرناكى مثل صاعقه هم بازدارنده نیست. «یجادلون»
در فكر حیله وخدعه وجدال با خدا نباشید كه با او نمىتوان درافتاد. «هو شدید المحال»
هرگونه تدبیر و حیلهاى بد نیست، چه بسا كه باید در برابر افرادى، سختترین تدبیرها و برنامهریزىها را بكار برد. «شدید المحال»