أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسۡتَعۡجِلُوهُۚ سُبۡحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ
1
أَتَىٰٓ أَمۡرُ ٱللَّهِ فَلَا تَسۡتَعۡجِلُوهُۚ سُبۡحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ
1
يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَـٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاْ أَنَّهُۥ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّآ أَنَاْ فَٱتَّقُونِ
2
«روح» یكى از فرشتگانِ مقرّب الهى است كه نام او در قرآن، به صورت جداگانه و معمولاً در كنار «ملائكة» آمده است: «یوم یقوم الروح و الملائكة»1، «تعرج الملائكة و الرّوح الیه»2 و «تنزّل الملائكة والروح».
امّا در اینجا در آیه «ینّزل الملائكة بالرّوح»، به جاى حرفِ «واو» بین دو كلمه، حرف «باء» بكار رفته است، شاید از آن جهت كه مراد از «روح» در این آیه، آن فرشته نباشد، بلكه مراد معناى لغوىِ «روح» یعنى حیاتِ معنوى باشد كه معناى آیه چنین مىشود: خداوند فرشتگان را همراه با اسباب حیات، بر بندگانى كه بخواهد نازل مىكند. چنانكه در آیهى «وكذلك اوحینا الیك روحاً من امرنا»3 مراد از «روح» قرآن است كه مایه حیاتِ معنوى مىباشد: «دعاكم لما یحییكم»4
خداوند به وعدههاى خود عمل مىكند. «اَتى امر اللَّه» در آیه 109 سورهى بقره و 24 سورهى توبه، خداوند وعده داده بود كه «حتى یأتى اللَّه بامره» اكنون مىفرماید: «اتى امراللَّه»
در كار خدا عجله نكنید كه كار او حكیمانه است و در وقت خود انجام مىشود. «فلا تستعجلوه»
نزول فرشتهى وحى، محتواى وحى و كسىكه آن را دریافت مىكند، همه و همه در مدار ارادهى الهى است. «من امره»
رسالت، امرى انتصابى است نه اكتسابى. «من یشاء»
البتّه خداوند حكیم است و بىجهت كسى را به مقام نبوّت نمىرساند: «اللَّه اعلم حیث یجعل رسالته»5
اوّلین شرط دریافت وحى الهى، روح عبودیّت و بندگى پیامبران بوده است. «من عباده»
هشدار دادن به مردم، در رأس وظایف پیامبران است. «انذروا»
اساس عقاید، بر توحید واساسِ عمل صالح، بر تقواست. «لااله الاّ انا فاتّقون»
پروا و پاكى، در سایهى توحید معنا پیدا مىكند. «لااله الاّ انا فاتّقون»