قَالُواْ سُبۡحَـٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ نَسُواْ ٱلذِّكۡرَ وَكَانُواْ قَوۡمَۢا بُورًا
18
قَالُواْ سُبۡحَـٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِي لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنۡ أَوۡلِيَآءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعۡتَهُمۡ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ نَسُواْ ٱلذِّكۡرَ وَكَانُواْ قَوۡمَۢا بُورًا
18
كلمهى «سبحانك» در دو مورد بكار مىرود؛ یكى در مورد تعجّب و دیگرى در مورد برخورد با عقائد و سخنان انحرافى.
عوامل نسیان وغفلت در قرآن متعدّد است و برخى از آنها عبارتند از:
الف: مال و ثروت كه در این آیه آمده است.
ب: فرزند و خانواده. «لا تُلهِكُم اموالكم و لا اولادكم عن ذكر اللّه» 263
ج: تجارت. «لا تُلهِیهم تجارة و لا بَیع عن ذكراللّه» 264
د: شیطان، تفرقه، قمار و شراب. «انّما یُرید الشّیطان أن یُوقع بینكم العَداوة و البَغضاء فى الخمر و المَیسر و یَصُدّكم عن ذكر اللّه» 265
هر كجا سخنى از شرك به میان آمد، تسبیح وتنزیه خدا لازم است. «سبحانك»
خداوند نعمتهاى خود را حتّى از منحرفان دریغ نمىدارد. «لكن متّعتهم»
خطر مال در جایى است كه سبب فراموشى خدا شود، نه این كه مال مطلقاً بد و خطرناك باشد. «متّعتهم... حتّى نسوا»
در خانوادههایى كه چند نسل آنها مرفّه بودهاند، زمینهى فراموشى از خدا و قیامت، بیشتر است. «و آبائهم»
به مال و جلوهگرىهاى مرفّهین نگاه نكنید، همهى آنان تباه شدنى هستند. «كانوا قوماً بورا»