وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَـٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواْ ٱلسَّبِيلَ
17
وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمۡ أَضۡلَلۡتُمۡ عِبَادِي هَـٰٓؤُلَآءِ أَمۡ هُمۡ ضَلُّواْ ٱلسَّبِيلَ
17
رفیق بد. «لقد اَضلّنى عن الذّكر» 254 ، دوست بد مرا گمراه كرد.
هوى و هوس. «و لا تَتّبع الهَوى فیضلّك عن سبیل اللّه» 255 ، از هوسهاى خود پیروى نكن، زیرا تو را از راه خدا منحرف مىكند.
دانشمندان منحرف. «یَكتبون الكتاب بایدیهم ثمّ یَقولون هذا من عِنداللّه» 256 ، مطالبى را با دست خود مىنویسند و مىگویند این از طرف خداوند است.
رهبران گمراه. «وَ اضلّ فرعونُ قومَه» 257 ، فرعون قوم خود را گمراه كرد.
شیطان. «انّه عدوٌّ مُضِلّ مُبین» 258 ، قطعاً شیطان گمراه كننده آشكارى است.
اكثریّت گمراه. «و اِن تُطِع اكثر مَن فى الارض یُضِلّوك عن سبیلِ اللّه» 259 ، اگر از اكثریّت كسانى كه در زمین هستند پیروى نمائى، تو را از راه خدا منحرف مىكنند.
والدین گمراه. «انّا وَجَدنا آباءنا... و انّا على آثارهم مُقتدون» 260 ، همانا ما والدین خود را بتپرست یافتیم و به آنان اقتدا كردیم.
انگیزههاى سؤال یكسان نیست:
الف: گاهى سؤال براى فهمیدن است. «فاسئلوا اهل الذّكر» 261
ب: گاهى سؤال براى توبیخ دیگران است. «ءَانت قلت للنّاس اتّخذونى واُمّى الهَین من دون اللّه» 262 خداوند براى توبیخ طرفداران حضرت عیسىعلیه السلام او را مورد عتاب قرار مىدهد كه آیا تو به مردم گفتى علاوه بر «اللّه»، من و مادرم را دو خداى دیگر بگیرید؟
ج: گاهى سؤال براى توبیخ شخص است. «ام هم ضلّوا السبیل»
در قیامت، غیر از انسان موجودات دیگرى نیز مبعوث خواهند شد، مانند بتها. «و ما یعبدون»
در قیامت، همه چیز شعور پیدا مىكند و مخاطب قرار مىگیرد. «ءَانتم»
خداپرستى، در فطرت همهى انسانها وجود دارد و انحراف بشر عارضى است. «ءَانتم اضللتم... أم هم ضلّوا» (كلمهى «السبیل» نیز نشانهى آن است كه راه معهود، همان راه طبیعى و فطرى است.)