مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يُمَتَّعُونَ
207
مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يُمَتَّعُونَ
207
وَمَآ أَهۡلَكۡنَا مِن قَرۡيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
208
ذِكۡرَىٰ وَمَا كُنَّا ظَـٰلِمِينَ
209
«و ما ظلمناهم»59 ما به آنان ظلم نكردیم.
«و ما اللّه یُرید ظلما»60 خداوند ارادهى ظلم نمىكند.
«ما كان اللّه لیَظلمهم»61 شأن خداوند ظلم كردن نیست.
«لا یظلمون نَقیرا»62، «لا یظلمون شیئا»63 كمترین ستمى به آنها نخواهد شد.
«لا یظلمون فَتیلا»64 خداوند به اندازه نخ درون هسته خرما وكمتر از آن ظلم نمىكند.
«لا یظلم مِثقال ذَرّة»65 خداوند به اندازهى سنگینى ذرّهاى ستم نمىكند.
رفاه مخالفان دین، شما را غمگین نكند كه روزى آن را خواهیم گرفت. «ما أغنى عنهم ما كانوا یُمتّعون»
قهر الهى، بعد از اتمام حجّت است. تنبیه باید بعد از تذكّر باشد. «و ما اهلكنا... الاّ لها منذرون»
در هر امّتى اولیاى خدا هستند كه آنان را هشدار دهند. «منقریةالاّ لهامنذرون»
وظیفهى انبیا هشدار است و در قبول یا ردّ مردم مسئولیّتى ندارند. «منذرون»
انسان فطرتاً حقایق را درك مىكند، لكن چه بسا غفلت او را فرا مىگیرد، و درمان غفلت، تذكّر و هشدار است. «منذرون»
تنبیه قبل از تذكّر، ظلم است. «ذِكرى و ما كنّا ظالمین»
شأن الهى از ظلم دور است. «و ما كنّا ظالمین»