مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَـٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمًا
40
مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَـٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمًا
40
«خاتَم» به معناى نگین انگشتر است كه در قدیم با حك كردن نام خود بر روى آن، پایان نامهها و دستورها را با آن مُهر مىكردند. خاتم و در اینجا كنایه از آخرین پیامبر بودن است.
گرچه در قرآن آیات فراوانى بیانگر جهان شمولى و جاودانگى آیین حضرت محمّدصلى الله علیه وآله است، مانند: «للعالمین نذیرا»399، «لانذركم به و من بلغ»400، «كافّة للناس»401 و در روایات، حدیث متواتر «لا نبىّ بعدى» و حدیث معروف «حلال محمّد حلال ابداً الى یوم القیامة»402 و دهها حدیث دیگر بر این مطلب تأكید كردهاند، ولى این آیه روشنترین دلیل بر خاتمیّت پیامبر اسلام است.
این آیه تنها آیهاى است كه هم نام پیامبر و هم رسالت پیامبر را در قالب دو عنوان ذكر كرده است: «محمّد»، «رسول اللّه»، «خاتم النّبیّین»
چند سؤال
1. چرا پس از اسلام انسانها به پیامبر جدید نیاز ندارند؟
پاسخ: دلیل اصلىِ تجدید نبوّتها و آمدن پیامبران جدید، دو چیز بوده است: یكى تحریف دین سابق، به گونهاى كه از كتاب خدا و تعالیم پیامبر پیشین امور بسیارى تحریف شده باشد و دیگرى تكامل بشر در طول تاریخ كه مقتضى نزول قوانین جامعتر و كاملتر بود.
امّا پس از پیامبر اسلام، این دو امر واقع نشده است. زیرا اوّلاً قرآن، بدون آنكه كلمهاى از آن تحریف شود، در میان مردم باقى است و ثانیاً جامعترین و كاملترین قوانین در آن مطرح شده و بر اساس علم خداوند، تا روز قیامت هیچ نیازى براى بشر نیست، مگر آنكه حكمش در اسلام بیان شده است.
2. چگونه نیازهاى متغیّر انسان با خاتمیّت دین سازگار است؟
پاسخ: انسان در مراحل تحصیلى خود تا درجهى اجتهاد و دكترى به استاد نیاز دارد، پس از آن به مرحلهاى مىرسد كه مىتواند بدون استاد، نیازهاى خود را از مطالبى كه آموخته به دست آورد. باب اجتهاد باز است و مىتوان قوانین مورد نیاز را از قواعد كلّى استنباط كرد. البتّه بر اساس اصولى كه فقها براى استخراج احكام تدوین نمودهاند.
3. چرا رابطه بشر با عالم غیب قطع شد؟
پاسخ: وحى نازل نمىشود ولى رابطه با غیب همچنان باقى است، امام معصومعلیه السلام حضور دارد و فرشتگان الهى بر او نازل مىشوند،403 امدادهاى غیبى به انسانهاى شایسته مىرسد؛ حتّى افراد عادى اگر متّقى باشند نور الهى پیدا مىكنند و خداوند راه حقّ را به نحوى به آنان نشان مىدهد. «اتّقوا اللّه... یجعل لكم نورا»404
402) كافى، ج1، ص 58 .
403) بنگرید به اصول كافى بحث امامت.
حكم مادرى همسران پیامبر براى مردم، (كه در آیه 6 مطرح شد) دلیل حكم پدرى آن حضرت نیست. «ما كان محمّد أبا أحد...»
خاتمیّت پیامبر اسلام، بر اساس علم و حكمت الهى است. «خاتم النبیّین - اللّه بكلّ شىء علیما»