وَقَالُوٓاْ إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ
29
وَقَالُوٓاْ إِنۡ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا وَمَا نَحۡنُ بِمَبۡعُوثِينَ
29
وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَىٰ رَبِّهِمۡۚ قَالَ أَلَيۡسَ هَـٰذَا بِٱلۡحَقِّۚ قَالُواْ بَلَىٰ وَرَبِّنَاۚ قَالَ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ
30
طبق آیهى 30 خداوند با مجرم سخن مىگوید. ولى بعضى آیات، سخن گفتن خدارا با آنان نفى مىكند. «لایكلّمهم اللَّه»، این مطلب یا اشاره به مواقف و صحنههاى مختلف در قیامت است، و یا آنكه مراد آن است كه خداوند با آنان كلام طیّب و دلشادكننده نمىگوید.
در آیهى 22، خداوند كفّار را در برابر نفى توحید مؤاخذه نمود: «أین شركاؤكم» و در آیه 27 به خاطر تكذیب نبوّت مؤاخذه كرد: «لانكذّب بایات ربّنا» و در آیه 30 به سبب انكار قیامت مؤاخذه مىكند. «ألیس هذا بالحقّ»
اسلام براى انسانها چند نوع حیات را ترسیم مىكند:
حیات دنیا. «زهرة الحیاة الدّنیا» 290
حیات برزخى. «من ورائهم برزخ الى یوم یبعثون» 291
حیات معنوى و هدایت. «دعاكم لما یحییكم» 292
حیات اجتماعى. «ولكم فى القصاص حیاة» 293
حیات طیبه (در سایهى قلب آرام و قناعت). «فلنحیّینه حیاة طیّبة» 294
خداوند، پیامبرش را تسلیت و دلجویى مىدهد كه همهى لجاجتها بىپاسخ نخواهد ماند. «و لوترى»
مجرمان، همانند اسیران ذلیل، بازداشت و نگهداشته مىشوند. «اذ وقفوا»
در قیامت قاضى و بازپرس در درجهى اوّل خود خداوند است. «قال ألیس هذا بالحقّ»
اعترافات كفّار و مشركان در قیامت، سودى ندارد. «قالوا بلى... فذوقوا»
كفّار، در قیامت بارها سوگند یاد مىكنند. «واللّه ربّنا ما كنّا مشركین - قالوا بلى و ربّنا»
كیفرهاى قیامت، به خاطر مداومت در كفر و انكار معاد در دنیاست. «و مانحن بمبعوثین... فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون»
296) تفسیرالمیزان.