قُلۡ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبۡتُم بِهِۦۚ مَا عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦٓۚ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡفَـٰصِلِينَ
57
قُلۡ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبۡتُم بِهِۦۚ مَا عِندِي مَا تَسۡتَعۡجِلُونَ بِهِۦٓۚ إِنِ ٱلۡحُكۡمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلۡفَـٰصِلِينَ
57
كفّار مىگفتند: اگر راست مىگویى، چرا قهر خدا بر ما نازل نمىشود؟ «تستعجلون به» نظیر آیهاى كه مىگفتند: اگر این مطلب راست است، خدایا بر ما سنگ بباران، «فامطر علینا حجارةً من السماء» 354 «استعجال» و عذاب خواهى در اقوام دیگر هم بوده و به حضرت هود و صالح و نوح هم مىگفتند: اگر راست مىگویى عذاب موعود را سریعاً براى ما بیاور. «فَاتِنا بما تَعدُنا» 355
355) اعراف، 70 و 77 ؛ هود، 32.
اعطاى بیّنه به پیامبر، پرتوى از ربوبیّت خداوند است. «بیّنة من ربّى»
انبیا باید بیّنهى الهى داشته باشند، نه آنكه طبق تقاضاى روزمرّهى مردم كار كنند. «بیّنة من ربّى» (قرآن، بیّنه و دلیل روشن وگواه حقانیّت پیامبرصلى الله علیه وآله است)
پیامبر اسلام بر قرآن كه بیّنهى اوست، احاطهى كامل دارند. («على بیّنة» به معناى استعلا و احاطه بر مفاهیم قرآن است)
كافران، بیّنهى پیامبر را تكذیب مىكنند، ولى انتظار دارند او از هواهاى نفسانى آنان پیروى كند. «لا اتّبع اهوائكم - كذّبتم به»
با بهانه جویان، صریح حرف بزنید. «ما عندى»
پیامبر، تنها فرستادهاى همراه با منطق و بیّنه است و نظام هستى به دست خداست. (با تقاضاى نزول سریع قهر الهى از پیامبر، قلع و قمع خود یا نابودى هستى را نخواهید). «ما تستعجلون به»
آیه، هم تهدید كافران است، هم دلدارى پیامبر. «و هو خیرالفاصلین»