كَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ
20
كَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ
20
وَتَذَرُونَ ٱلۡـَٔاخِرَةَ
21
وُجُوهٌ يَوۡمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ
22
إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ
23
وَوُجُوهٌ يَوۡمَئِذِۭ بَاسِرَةٌ
24
تَظُنُّ أَن يُفۡعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ
25
شاید مراد از «ناظرة» انتظار دریافت نعمت باشد. چنانكه در روایتى از امام رضاعلیه السلام آمده است: «مشرقة تنتظر ثواب ربّها»174 آنان در انتظار پاداش پروردگارشان هستند.
گرچه این آیه مىفرماید: «الى ربّها ناظرة» مردم به سوى پروردگارشان نظر مىكنند. امّا بر اساس آیهاى كه مىفرماید: «لا تدركه الابصار»175 دیدگان تو را در نیابند، خداوند با چشم سر دیده نمىشود و در قیامت مردم به لطف پروردگار نظر دارند.
«باسرة» به معناى گرفتگى چهره است.
«فاقرة» از «فقار» به معناى ستون فقرات است. فقیر نیز از همین ریشه و به معناى كسى است كه به خاطر نادارى گویا ستون فقراتش شكسته است. مراد از فاقره كمرشكن است.
174) تفسیر نورالثقلین.
علاقه به دنیا زمانى بد و قابل سرزنش است كه یا شدید باشد: «لحبّ الخیر لشدید»176 و یا ملازم رها كردن قیامت باشد. «تحبّون العاجلة و تذرون الآخرة»
علاقه به دنیا بسترى براى انكار معاد است. «تحبّون العاجلة و تذرون الآخرة»
دنیا زودگذر است. گویا دنیا براى به آخر رسیدن عجله دارد و به سرعت سپرى مىشود. «تحبّون العاجلة»
یك دل، دو دوستى برنمىدارد. «تحبّون العاجلة و تذرون الآخرة»
انسان از عَجَل آفریده شده: «خلق الانسان من عجل»177، اگر با عقل و وحى خود را مهار نكند، تنها به فكر دنیاى عاجل است. «تحبّون العاجلة»
یكى از شیوههاى تربیت مقایسه بین كفر و پاداش است: «وجوه یومئذ ناضرة - وجوهٌ یومئذ باسرة»
مسایل روحى و روانى در چهره انسان اثر مىگذارند. رنگ رخساره خبر مىدهد از سّر ضمیر. «وجوهٌ یومئذ ناضرة - وجوهٌ یومئذ باسرة»
كسانى كه در دنیا تنها خداوند را عبادت كردند: «فادعوا اللّه مخلصین»178، تنها به او توكّل كردند: «علیه توكّلنا»179، تنها نسبت به او خاشع بودند و از احدى نهراسیدند: «لا یخشون احداً»180، تنها از او كمك خواستند: «ایّاك نستعین» و...، در آن روز نیز تنها به او نظر دارند. «الى ربّها ناظرة»
دلبستگى به دنیا و رها كردن آخرت سبب اندوه و گرفتگى چهره در قیامت است. «تحبّون العاجلة... وجوهٌ یومئذ باسرة»