سوره کهف - آیات 1 تا 2 جزء 15 - صفحه 293
  • ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَـٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ

    1

    قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأۡسًا شَدِيدًا مِّن لَّدُنۡهُ وَيُبَشِّرَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ أَنَّ لَهُمۡ أَجۡرًا حَسَنًا

    2

تفسیر نور
ستایش مخصوص خدایى است كه كتاب (آسمانى قرآن را) بر بنده‌ى خود نازل كرد و براى آن هیچ گونه انحرافى قرار نداد. (كتابى كه) استوار و نگهبانِ (كتاب‌هاى آسمانى دیگر) است، تا از عذاب شدیدى كه از سوى اوست بترساند و به مؤمنانى كه كارهاى شایسته انجام مى‌دهند، بشارت دهد كه براى آنان پاداشى نیكوست.

نکته‌ها
از میان سوره‌هاى قرآن، حمد، انعام، سبأ، فاطر و كهف، باجمله‌ى «الحمدللّه» شروع شده است و در سه سوره از آنها سخن از آفرینش هستى است. در سوره‌ى حمد از تربیت و در اینجا از كتاب آسمانى سخن به میان آمده است. گویا هستى و آفرینش، همراه با كتاب و قانون، دو بال براى تربیت انسان‌ها هستند.

«اِعوجاج» یعنى انحراف و كجى. «عَوَج» در مورد محسوسات و «عِوَج» در غیر محسوسات به كار مى‌رود.3 و «قیّم» به معناى برپادارنده وسامان‌بخش است.

سوره‌ى قبل با «سبحان الّذى» شروع شده بود و این سوره با «الحمدللّه»، تسبیح و تحمید معمولاً در كنار هم‌اند.

كلمه‌ى «عبده» در قرآن هرجا به طور مطلق آمده، مراد پیامبر اكرم‌صلى الله علیه وآله است، مثل «انزل الفُرقان على عبده»4، «فاَوحى‌ الى عبده»5، «ینزّل على عبده»6، «ألیس اللّه بكاف عبده»7.


3) عَوَج» براى انسان‌ها و «عِوَج» براى غیر انسان‌هاست. تفسیر تبیان.

4) فرقان، 1.

5) نجم، 10.

6) حدید، 9.

7) زمر، 36.

پیام‌ها
نعمت كتاب وقانون، به قدرى مهم است كه خداوند، خود را به خاطر آن ستوده است. «الحمدلِلّه الّذى انزل...»

بندگى خدا، زمینه‌ساز دریافت كمالات معنوى است. «انزل على عبده»

نه در كتاب خدا اعوجاج است، نه در رسول او، نه از حقّ به باطل مى‌گراید، نه از مفید به غیر مفید و نه از صحیح به فاسد. «لم یجعل له عوجاً»

قرآن تا قیامت، استوار وغیرقابل نسخ است. «قیّماً»

قرآن، نگهبان كتب آسمانى ودر بردارنده تمام مصالح بندگان است. تناقض، اختلاف، افراط و تفریط در آن نیست، هم دعوت به قیام مى‌كند، هم قیام به دعوت دارد. «قیّماً»

شرط قیام به مصالح دیگران، اعوجاج نداشتن مصلح است. «لم یجعل له عوجاً، قیّماً»

دفع ضرر، مهم‌تر از جلب منفعت است. لذا انذار قبل از بشارت آمده است. «لینذر، یبشّر»

ایمان همراه با عمل صالح كارساز است. «المؤمنین، یعملون الصالحات»

عمل صالح باید استمرار داشته باشد. «یعملون»