فَلَمَّا ٱعۡتَزَلَهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَـٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَكُلًّا جَعَلۡنَا نَبِيًّا
49
فَلَمَّا ٱعۡتَزَلَهُمۡ وَمَا يَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَـٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَكُلًّا جَعَلۡنَا نَبِيًّا
49
وَوَهَبۡنَا لَهُم مِّن رَّحۡمَتِنَا وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ لِسَانَ صِدۡقٍ عَلِيًّا
50
ابراهیم علیه السلام از ستاره و ماه و خورشید دل برید، به خدا رسید. «لا احبّ الافلین... وجّهت وجهى...»48
عموى منحرف را رها كرد، خود براى همهى مردم پدر شد. «ملّة ابیكم»49
عمو با او قهر كرد، «واهجرنى ملیّاً»50 امّا خدا به او لطف كرد. «انّه كان بى حفیاً»51
براى خدا كنارهگیرى كرد، «اعتزلكم»52 شهره آفاق شد. «جعلنالهملسان صدق»
از خانه بتها فرار كرد، سازنده خانه توحید شد. «اذیرفعابراهیمالقواعدمنالبیت»53
جانش را در راه خدا تسلیم كرد، آتش بر او گلستان شد. «یاناركونىبرداًوسلاماً»54
فرزند را براى ذبح آماده كرد، «و تلّه للجبین»55 جان به سلامت برد و سنّت قربانى در جایگاهش واجب شد.
تا اواخر عمر بىفرزند، ولى راضى بود، در پایان عمر، نبوّت در دودمانش قرار گرفت.
در خلوتترین مكانها كعبه را ساخت، پرجاذبهترین مناطق زمین شد.
در بیابان، تنهاى تنها فریاد زد، از تمام زمین، لبّیكگو رسید. «اذّنفىالنّاس بالحجّ»56
كودك تشنهى خود را رها كرد، آب زمزم، براى همیشه جارى شد.
در برابر تهدید عموى بتپرستش سلام كرد، «قال سلامٌ علیك»57 خداوند به او سلام فرستاد. «سلامٌ على ابراهیم»58
یك نفر بود، امروز همه مكتبهاى آسمانى، خود را ابراهیمى مىدانند.
همه با اودشمنى كردند، خدا او را خلیل خود دانست. «واتّخذاللّهابراهیمخلیلا»59
فرزند صالح، پاداش مجاهدتهاى والدین است. «فلمّا اعتزلهم ... وهبنا»
اگر غیر خدا را رها كنیم، امدادهاى الهى مىرسد. «فلمّا اعتزلهم... وهبنا»
مهمتر از فرزند، مقام معنوى اوست. «وهبنا له اسحق و یعقوب و كلاً جعلنا نبیاً»
نوهى انسان نیز از الطاف الهى است. «وهبنا له اسحق و یعقوب» (یعقوب نوهى ابراهیم بود.)60
نبوّت، مقامى است كه خداوند تعیین مىكند. «جعلنا نبیّاً»
یك حركت الهى از یك پدر بزرگ، نسلى را در رحمت الهى غرق مىكند. «اعتزلهم... وهبنا له»
هر كس، هرچه دارد از خداست. «وهبنا... جعلنا... رحمتنا»
رحمت خداوند به قدرى وسیع است كه انبیا هرچه دریافت مىكنند، تنها گوشهاى از آن است. «من رحمتنا»
محبوبیّت وخوشنامى، از الطاف الهى است. «جعلنا لهم لسان صدق» (مقام ابراهیم به جایى رسید كه همهى مشركان ویهودیان ومسیحیان مىگفتند: ابراهیم از ماست.)
دعاى مردان خدا مستجاب است. (ابراهیم از خدا نام نیك خواست «واجعل لى لسانصدق فىالاخرین» در این آیه مىفرماید: «جعلنا لهم لسان صدق علیّا»