فَلَمَّا قَضَيۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَوۡتَ مَا دَلَّهُمۡ عَلَىٰ مَوۡتِهِۦٓ إِلَّا دَآبَّةُ ٱلۡأَرۡضِ تَأۡكُلُ مِنسَأَتَهُۥ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ ٱلۡجِنُّ أَن لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواْ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ
14
فَلَمَّا قَضَيۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَوۡتَ مَا دَلَّهُمۡ عَلَىٰ مَوۡتِهِۦٓ إِلَّا دَآبَّةُ ٱلۡأَرۡضِ تَأۡكُلُ مِنسَأَتَهُۥ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ ٱلۡجِنُّ أَن لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواْ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ
14
اگر كسى براى ماندن و بقا راهى داشت و مىتوانست از مرگ در امان بماند، همانا سلیمان بود كه جن و انس در تسخیر او بودند و مقام نبوت را دارا بود و قرب و منزلتى بزرگ داشت.
«منسأة» به معناى عصا و به گفته روایات مراد از «العذاب المهین» كارهاى سختى بود كه جنّیان انجام مىدادند.481
481) تفسیر مجمعالبیان.
مرگ، حتّى به سراغ كسانى كه نبوت و سلطنت را یكجا دارند مىرود. «قضینا علیه الموت»
حیوانات، مأموران خدا هستند. «دلّهم... دابّة الارض»
جنّ، غیب نمىداند. (با افتادن سلیمان به زمین، هم خود جنّ فهمید كه غیب نمىداند و هم مردم فهمیدند كه ادّعاى جنّ مبنى بر آگاهى از غیب بیهوده است.) «تبیّنت... لو كانوا یعلمون الغیب...»
جنیان داراى احساس عزّت و ذلّت و گریز از كار سخت هستند. «ما لبثوا فى العذاب المهین»
حیوانات مأمور خدا هستند
1. تكّهاى از بدن گاو، مقتول را زنده مىكند و او قاتل خود را معرّفى مىكند. (در ماجراى گاو بنىاسرائیل) «اِنّ اللّه یأمركم أن تذبحوا بقرة»482
2. عنكبوت، پیامبر را در غار حفظ مىكند. «الاّ تنصروه فقد نصره اللّه»483
3. كلاغ، معلّم بشر مىشود. «فبعث اللّه غراباً»484
4. هدهد، مأمور رساندن نامه سلیمان به بلقیس مىشود. «اذهب بكتابى هذا»485
5. ابابیل، مأمور سركوبى فیل سواران مىشود. «و ارسل علیهم طیرا ابابیل»486
6. اژدها، وسیلهى حقّانیّت موسى مىشود. «هى ثعبان مبین»487
7. نهنگ، مأمور تنبیه یونس مىشود. «فالتقمه الحوت»488
8. موریانه وسیلهى كشف مرگ سلیمان مىشود. «تأكل منساته»489
9. سگ اصحاب كهف مأمور نگهبانى مىشود. «و كلبهم باسط ذراعیه بالوصید»490
10. چهار پرنده سبب اطمینان ابراهیم مىشود. «فخذ اربعة من الطیر»491
11. الاغ، سبب یقین عُزیر به معاد مىشود. «و انظر الى حمارك»492
12. شتر، گاو و گوسفند در حج، شعائر الهى مىشوند. «و البُدن جعلناها لكم من شعائر اللّه»493
13. حیوان، وسیلهى خداشناسى مىشود. «افلا ینظرون الى الابل كیف خلقت»494
14. حیوان، وسیلهى آزمایش انسان مىشود. «تناله ایدیكم و رماحكم»495
15. حیوان، معجزه الهى مىشود. «هذه ناقة اللّه»496
16. حیوان، وسیلهى قهر الهى مىشود. «الجراد والقّمل و الضفادع»497
در قرآن چندین سوره به نام حیوانات است: بقره، انعام، نحل، نمل، عنكبوت و فیل.