يَعۡمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَـٰرِيبَ وَتَمَـٰثِيلَ وَجِفَانٍ كَٱلۡجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَـٰتٍۚ ٱعۡمَلُوٓاْ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكۡرًاۚ وَقَلِيلٌ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ
13
يَعۡمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَـٰرِيبَ وَتَمَـٰثِيلَ وَجِفَانٍ كَٱلۡجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَـٰتٍۚ ٱعۡمَلُوٓاْ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكۡرًاۚ وَقَلِيلٌ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ
13
«تماثیل» جمع تمثال به معناى مجسّمه است. شاید مراد ساخت اشیاى زینتى همانند اشیاى طبیعى باشد. چنانكه در روایتى از امام باقرعلیه السلام آمده است، مراد از تماثیل، مجسّمهى درختان و گیاهان است، نه انسان و حیوان.467 «ِجفان» جمع «جفیه»، ظرفهاى بسیار بزرگ را گویند كه مثل حوض است. «جَواب» جمع «جابیه»، به معناى حوض است. «قدور» جمع «قِدر» به معناى دیگ است. «راسیات» جمع «راسیة» به معناى ثابت است.
بسیارى از مردم شكر مىكنند و شاكر هستند، امّا شكور كم است، یعنى كسى كه همواره شكرگزار باشد. «قلیل من عبادى الشكور»
سلیمان و نعمتها
1. در برابر نعمتها، از خداوند توفیق شكرگزارى خواست. «ربّ أوزعنى أن اشكر نعمتك»468
2. نعمتها را وسیلهى آزمایش مىدانست. «هذا من فضل ربّى لیبلونى أأشكر أم أكفر»469
3. جذب هدایاى بیگانگان نشد. «اتمدّونن بمال»470
4. از فهم علمى مخصوص برخوردار بود. «ففهّمناها سلیمان»471
5. با زبان پرندگان آشنا بود. «علّمنا منطق الطیر»472
6. از لشكریانش سان مىدید. «و حُشر لسیلمان جنوده»473
7. پرندگان در خدمت او بودند. «و تفقّد الطیر»474
8. از همهى امكانات براى تبلیغ دین استفاده مىكرد. (فرستادن نامه به وسیلهى پرنده) «اِذهب بكتابى هذا»475
9. دست اندركاران او، طىّالارض داشتند. «قال الّذى عنده علم من الكتاب أنا آتیك به قبل ان یرتدّ الیك طرفك»476
10. حكومت بى نظیر داشت. «هب لى ملكاً لا ینبغى لاحد»477
11. به حسن عاقبت و مقام والا نزد خداوند رسید. «و انّ له عندنا لزلفى و حسن مأب»478
12. جنّ در خدمت او بود. «و الشیاطین كلّ بنّاء و غوّاص»479
467) تفسیر المیزان.
كارگر باید زیر نظر كارفرما باشد. «یعملون له ما یشاء»
به معنویّات، قبل از مادّیات توجّه كنید. «محاریب» قبل از «تماثیل» آمده است.
مسگرى و ریختهگرى، سابقهاى بس طولانى دارد. (تهیه ظروف از مس گداخته در زمان حضرت سلیمان بوده است.) «جفان»
امكانات باید زمینهى سپاسگزارى از خداوند باشد. «اعملوا ال داود شكرا»
شكر، تنها با زبان نیست بلكه یك عمل است. «اعملوا... شكرا»