سوره ص - آیات 1 تا 3 جزء 23 - صفحه 453
  • صٓ‌ۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ذِي ٱلذِّكۡرِ

    1

    بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ

    2

    كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٍ فَنَادَواْ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ

    3

تفسیر نور
صاد، به قرآن پندآموز سوگند. آرى، كسانى كه كفر ورزیدند، در سركشىِ سخت و مخالفت شدیدى هستند. چه بسیار اقوام پیش از اینان كه (به خاطر كفر و نفاق) هلاكشان كردیم، پس فریاد زدند، لیكن (چه سود) كه زمان، زمان فرار نبود.

نکته‌ها
كلمه‌ى «عزّة» و «عزیز» به معناى نفوذ ناپذیرى است. صلابت و نفوذ ناپذیرى، گاهى بجاست، نظیر «ان العزّة للّه و لرسوله...» و گاهى نابجاست كه به معناى سرسختى و یكدندگى و لجاجت است. گاهى سرچشمه عزّت، علم و قدرت و كمالات است، نظیر عزّتى كه براى خدا و رسول و مؤمنان گفته مى‌شود ولى گاهى سرچشمه عزّت، تكبّر و غرور و تعصّب و خودپسندى است، نظیر آیه مورد بحث. «بل الّذین كفروا فى عزّة و شقاق»

كلمه‌ى «شقاق» به معناى اختلاف و مخالفت شدیدى است كه به جدایى بیانجامد. «قرن» به مردمى گفته مى‌شود كه مقارن یكدیگر و در یك زمان زندگى مى‌كنند.

كلمه‌ى «لات» مركب از دو حرف است، «لا» كه به معناى نفى است و حرف «ت» كه براى مبالغه و تأكید است، نظیر حرف تاء در علامة. «لات» در نفى زمان به كار مى‌رود، یعنى: زمان، زمان چنین كارى نیست. كلمه‌ى «مناص» از «نوص» به معناى پناهگاه است.1

حرف «ص» از حروف مقطعه است كه در حدیث مى‌خوانیم این حروف از متشابهاتى است كه خداوند علم آن را مخصوص خود قرار داده است.2

مراد از نداى كفّار در «نادوا» اعلام پشیمانى آنان از كرده‌هاى پیشین است كه دیگر سودى به حال آنان ندارد. چنانكه در آیه 14 سوره انبیاء سخن آنان را چنین بیان مى‌كند كه مى‌گویند: «یا ویلنا انّا كنّا ظالمین» اى واى بر ما، ما از ستمگران بودیم.

قرآن، ذكر است. «ذى الذكر»

ذكر مبارك است. «هذا ذكر مبارك»3

براى همه‌ى جهانیان ذكر است. «ذكر للعالمین»4

در دسترس همگان است. «لقد یسّرنا القرآن للذّكر»5


1) تفسیر نمونه.

2) تفسیر راهنما.

3) انبیاء، 50.

4) ص، 87 .

5) قمر، 17 .

پیام‌ها
سوگند خداوند به قرآن، نشانه عظمت این كتاب و حقانیّت پیامبر است. «و القرآن»

قرآن، فطرت‌هاى خفته را بیدار و دانسته‌هاى فراموش شده را یادآورى مى‌كند. «ذى الذّكر»

با این كه مطالب متفاوت و متنوّع بسیارى در قرآن آمده است، ولى خط اصلى در همه‌ى آنها هدایت مردم و تذكّر به آنان است. «ذى الذّكر»

عظمت قرآن به ذكر بودن آن است. «القرآن ذى الذّكر» همان گونه كه ارزش عالم به غافل نبودن اوست. «فسئلوا اهل الذكر»6 و نفرمود: «فاسئلوا اهل العلم»

انسان اختیار دارد ودر انتخاب راه آزاد است. قرآن براى تذكّر وهدایت انسان نازل شده لیكن برخى راه كفر را انتخاب مى‌كنند. «ذى الذكر بل الّذین كفروا»

كفر كافران، ناشى از عناد و لجاجت آنان است نه قصور قرآن در بیان حقّ. «بل الّذین كفروا فى عزّة و شقاق»

از حوادث تاریخ درس بگیریم. «و كم اهلكنا»

همه‌ى غرورها، زمانى خواهد شكست و به ناله و فریاد تبدیل خواهد شد. «فنادوا»

در برابر قهر خدا پناهى نیست. «و لات حین مناص»

توبه و ناله تا قبل از وقوع قهر كارساز است. «و لات حین مناص»


6) نحل، 43 و انبیاء، 7.