أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم مِّن مَّآءٍ مَّهِينٍ
20
أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم مِّن مَّآءٍ مَّهِينٍ
20
فَجَعَلۡنَـٰهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ
21
إِلَىٰ قَدَرٍ مَّعۡلُومٍ
22
فَقَدَرۡنَا فَنِعۡمَ ٱلۡقَـٰدِرُونَ
23
وَيۡلٌ يَوۡمَئِذٍ لِّلۡمُكَذِّبِينَ
24
براى تولید یك محصول، لوازم و شرایطى مورد نیاز است، از جمله: تعیین اهداف، تأمین موادّ، طرح و برنامه، زمانبندى مراحل اجرا، خدمات پشتیبانى پس از تولید، تعمیر و اصلاح.
در آفرینش انسان همه این مراحل پیش بینى و اجرا شده است:
هدف: تكامل اختیارى و معنوى انسان. «و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون»262
مواد اولیه: تراب و نطفه. «من ماء مهین»،
محلّ تولید: «فى قرار مكین»،
طرح و برنامه تولید: «نطفة، علقة، مضغة،...»،
زمانبندى: «الى قدر معلوم»،
برنامهریزى درونى: «فالهمها فجورها و تقواها»263، همراه با كنترل بیرونى: «انّا هدیناه السبیل»264 و «انّ علینا للهدى»265.
خدمات پس از تولید: «نحن قسمنا بینهم معیشتهم»266.
تعمیر و اصلاح: «یقبل التوبة»267، «انّه غفور رحیم»268.
شاهكار خلقت آن است كه خداوند آفرینش انسان را با آن همه پیچیدگى بر روى یك قطره آب طراحى كرده است كه هیچ هنرمندى توان طرّاحى بر روى آن را ندارد. «نخلقكم من ماء مهین»
خداوند در آفرینش انسان، یك بار مدالِ «احسن الخالقین»269 را به خود داده است و در اینجا عنوان «نعم القادرون» را مطرح مىكند. آرى، او بهترین خالق و بهترین قادر است.
عبارتِ «نعم القادرون» را دو گونه مىتوان معنا كرد:
الف. با توجّه به عبارتِ «الى قدر» و «فقدّرنا» كه پیش از آن آمده، مراد از «قادرون» اندازهگیرى باشد كه خداوند بهترین اندازهگیرى را در مورد انسان به كار برده است.
ب. با توجّه به آنكه بحث خلقت و مراحل آن است كه نیاز به قدرت دارد، مراد از «قادرون» قدرت و توان باشد كه خداوند كمال قدرت را در آفرینش انسان به كار برده است.
خداوند در همه چیز بهترین است:
بهترین یارى كننده و بهترین سرپرست: «نعم المولى و نعم النصیر»270
بهترین پشتیبان: «نعم الوكیل»271
بهترین مهد گستر: «فنعم الماهدون»272
بهترین اجابت كننده: «فنعم المجیبون»273
بهترین پاداشدهنده: «نعم اجرالعاملین»274
بهترین قادر و تقدیر كننده: «نعم القادرون»
یاد ضعفها و ناچیز بودن گذشتهها، غرور و تكبر انسان را از بین مىبرد. «ألم نخلقكم من ماء مهین»
در شیوه دعوت و تبلیغ، از مسایل محسوس بگویید. «ألم نخلقكم من ماء مهین»
از خداوند بیاموزیم و در كار و تولید، به دنبال استوارى و استحكام باشیم.«فى قرار مكین»
تقدیر و زمان بندى، از اصول آفرینش الهى است. «الى قدر معلوم فقدّرنا»
رشد جنین بر اساس اندازهگیرىهاى دقیق الهى است. «فقدرنا فنعم القادرون»